تبليغاتX
نبض زندگی - 80




















نبض زندگی

هر از گاهی فاز میده آدم دیدش رو به زندگی عوض کنه ..!

هر چند یه بار زیاد فرقی نداره که مثل کبک سرت تو برف باشه ..!

راستش این روزا شدید دریافتم که بهتره چیزی رو سخت نگیرم .. آخه چند وقتی بود فکر پاس کردن

واحد های این ترم خفم کرده بود .. اما دیگه زیاد واسم مهم نیست پاس بشه یا نشه ..!

البته فکر کنم مثل همیشه از برکات دانشگاه آزاد این ۸۲ واحد کارشناسی خود به خود پاس شه ..!

هه !! دانشگاه آزاد اسلامی !؟!؟!؟ یاد اون ۲ تا دانشجو افتادم که شنبه تو مسیر داشگاه جونشون رو

از دست دادن .. ! بمیرم واسه مردم کشورم که رانندگی شون در حد تیم ملی یه !!!

دو سالی هست که با ماشین میرم دانشگاه .. اما باور کنین روزی نداشتم که پشت فرمون سگ نشم!!

حتی این اواخر که ماشین صافکاری بود با تاکسی که رفت و آمد می کردم با یه راننده در گیر شدم ..!

ایشون ته دست فرمون بودن و آخر لایی کش ..! جاتون خالی توی یه مسیر ۵ دقیقه ای ۳ بار نزدیک بود

 تصادف کنیم .. ! حالا این داخل شهره ..! اگه بدونین چه راننده های خوبی تو این جاده ها ریخته ..!

همه این حرفا کنار .. خیلی داغونم ..! مثل بچه مدرسه ای ها شدید منتظر تعطیلاتم ..! این ترم آخری

همه زورم رو زدم که کاردانی رو جمع و جورش کنم با یه معدل خوب ..! حالا گاهی حس می کنم

فسفری واسه سوزوندن ندارم .!

خدا یا این تعطیلات رو زودی برسون

نوشته شده در جمعه 1388/01/28ساعت 10:29 AM توسط lvlohammad| |


Design By : Night Skin