تبليغاتX
نبض زندگی

نمیدونم چم شده !؟! این روزا خیلی جالبه ..!

حسی برای جلو رفتن نیست .. ! حسی برای پش رفت نیست !!

یا شاید بهتر از اون هیچ حسی برای زیستن نیست !!

نه غمی نه شادی .. نه کم بودی نه دارایی .. نه شکستی نه پیروزیی !!

کلآ مشکل همینه که هیچی نیست :دی

فقط بد جوری دلم برای بعضی کسا تنگ شده ..! شدید !

و در کنار اون برای بعضی روزها !!

و تنها چیزی که یه جورایی می چسبه آهنگ های چند سال پیشه !!

مخصوصآ آلبوم ۸۳ آرش !!

+ تاريخ پنجشنبه 1388/08/28ساعت 7:50 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |

با همه شجاعتی که دارم داد میزنم و میگم !!

هنوزم پست تر از خودم نمی شناسم !

حالم بهم می خوره از خودم

بی لیاقتی از خودمه .. آره !!

حتی برای داغ کردن پشت دست با ته سیگار جنم می خواد

هیچی نیستم .. هیچی !!

+ تاريخ دوشنبه 1388/08/25ساعت 7:56 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D

تلخه .. خیلی تلخ !!

چه حس بدی به آدم دست میده وقتی در حق کسی بدی نکرده و اما اون پشت سرت بد میگه !!

یا حتی بد تر از اون ..! کسایی که اصلآ نمیشناسی شون اما از بدیت دم میزنن !!

چقدر پست می تونیم باشیم و نمک نشناس !!

چه زود میشه از یاد برد و بی وفا بود !!

چه ساده میشه بد بود و بد گفت !!

چه راحت میشه دروغ بافت و خود بینانه زندگی کرد !!

چقدر آسونه شکستن دل !!

و اما ای کاش انسان این قدر آسایش طلب نبود !!!!

+ تاريخ جمعه 1388/08/22ساعت 11:47 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |

از وقتی رفتی بی مرام زندگی زندون برام

خودم بهت گفتم برو .. خودم میگم ب ر گ ر د حالا !!

نه این که فکر کنی خوشم نه این که بی خیال باشم

خدنه من دروغیه گریمو پشتش می کشم

بازم میگم شاید دیگه هیچ وقت نبینمت تو رو

این لحظه ها غنیمته وایستا ببینمت نرو

باز نا امیدم می کنی اما بفکرتم هنوز

اگه صدایی بمونه میشنوی حرفام رو یه روز

باز اگه خوب باز اگه بد هرچی که بود دیگه گذشت

وقتشه قبول کنی که همینه سرگذشت

کاش میشد مثل قدیم دردم رو بهت بگم

کاش یکی آشتی می داد دلهای ما رو با هم

دیگه پاییز رسیده یکی مون باید بره

این جدایی واسه ما اتفاق آخره

از وقتی رفتی بی مرام زندگی زندون برام

خودم بهت گفتم برو .. خودم میگم ب ر گ ر د حالا !!

نه این که فکر کنی خوشم نه این که بی خیال باشم

خدنه من دروغیه گریمو پشتش می کشم

 

+ تاريخ جمعه 1388/08/22ساعت 12:21 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D

همیشه از قبل حس میکنم !!

سومین تصادفی بود که بعد شکستن دلی اتفاق افتاد !!

۸۸/۸/۸ یه درس بزرگ گرفتم و یه تصمیم جدی !!

 

 

 

- یاد ۱۱سال پیش بخیر ..! ۷/۷/۷۷ یه دانش آموز توی املای اول سال ۷ گرفته بود ..!

نه کسی دعواش کرد نه سرزنش ..! همه خندیدن و تکید کردن که خیلی جالبه !!

خداییش این هنر نمایی من بود که توی اون روز ۱۳ نمره غلط نوشتم تا ۷ بگیرم !؟!؟!

یا ذوق معلمم که توی اون روز به من ۷ داده بود !؟!؟

+ تاريخ جمعه 1388/08/08ساعت 10:39 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |