تبليغاتX
نبض زندگی

خیلی وقت بود که این قدر احساس خستگی نکرده بودم ..!

چیزی بالق بر ۷۲ ساعت بیدار بودم .. باورش واسه خودم هم سخته !!

شایدم بیشتر .. شب اول که رانندگی کردم و صبح که رسیدم .. نخوابیدم !!

شب دوم که گم شدم تا ساعت ۴ خیابونهای تهران رو بالا پایین می کردم !!

شب سوم شب عروسی بود و مجالی واسه فکر کردن به خستگی نبود !!

البته شکایتی هم نیست .. بایدم این جور می بود .. برای منی که تنها توی فامیل

با این پسر عموم جورم ..! این که بیشتر بدو بدو های عروسی مال من بود یه خوبی داشت !!

به یک چیز خیلی خوب پی بردم .. اینکه واقعآ چقدر آدم ها میتون بد بخت باشن !!

که فامیلی به خاطر کوچک ترین چیزها باهم دعوا کنن .. چیزهایی که من یکی از گفتنش

خجالت می کشم .. گاهی خوبه آدم اندازه نوک سوزن شخصیت داشته باشه !!

هر چی که بود با همه بچه بازی های فامیل فهیم .. ایشالا که مبارکشون باشه !!

به پای هم پیر شین .. ننه :دی

+ تاريخ شنبه 1388/05/31ساعت 11:20 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |

گاهی پیش میاد که کنترلی رو خودت نداری !! روی کارات حرفات !؟!؟

نا خواسته به مسیری کشیده میشی که روزی حتی فکرش رو هم نمی کردی که توی اون راه باشی !!

خیلی دوست داری که یه دور برگردونی .. خروجی .. چیزی پیدا کنی که بزنی بیرون !!

اما هر چقدر جلو تر میری پیداش نمی کنی ..!

فقط تو مسیر چند تا جای پارک هست که میشه نگه داری و به راهی که اومدی نگاه کنی !!

دقیقآ این روز ها همچین احساسی دارم ..!

اما یه فرقی داره .. من دوست داشتم که مسیر زندگیم این جوری باشه ..!

اما نمیدونم چرا ازش خوشم نمیاد ..!

 

+ تاريخ یکشنبه 1388/05/18ساعت 3:42 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |

تولدت مبارک !!

 

+ تاريخ شنبه 1388/05/17ساعت 2:13 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D

بازی !! این بازی تا کی !! به بزرگیت من دیگه نمی کشم ...!

بسمه خدا راحتم کن !! مگه خواسته من خیلی زیاده !!

آره تموم شد ..! همه چیز تموم شد !!

من که دیگه نه هم دمی می خوام نه یاری !!

نه مهری نه توجهی !!

نه این دنیا رو نه اون دنیا رو !!

موندم توی کارت !! چقدر باید التماس کنم !!

بیا و این بار خواسته بنده های بدت رو هم بشنو !!

بریدم .. دیگه بریدم ..!

+ تاريخ چهارشنبه 1388/05/14ساعت 11:18 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D

تا به حال همچین حسی بهم دست نداده بود ..!

تا امروز این چنین منگ نشده بودم ..!

چیزایی که می دیدم و میشنیدم باورم نمی شد ..!

خداییش خیلی حالم گرفته شد .. آره .. درسته احساس خاصی بهت نداشتم !!

اما واقعآ ک ث ی فی !!

از یه بچه متولد ۷۴ انتظاری جز پاکی نیست ..! آشغال

+ تاريخ جمعه 1388/05/09ساعت 2:8 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |