جدی میشه گفت جونای ۲۲ بهمن ۵۷ فجر آفریدن ...!
شما چی می گین ؟
و یه چیزه جدا گانه ...
شما فارسی زبانها ( نه همه ها یه سری آدم ... ) کی می خواین حقیقت رو ببینین .
ما همه فرزندان ایرانیم . هر زبانی واسه خودش شیرینی و قدمت و زیبایی داره .. مگه نه ؟
تازه تا جایی که من یادمه ما که بچه بودیم مربع و دایره و مثلث داشتیم تو کتاب ها ..!
نه چهار گوش و گردی و سه گوش ..!
خوب می دونیم که این نشانه چیه ...
و در ضمن آقای خ ی ا ب ا ن ی و آقایون دیگه ترکی لهجه شیرین آذری نیست به قول شما ..
چند روزه می خوام بنویسم اما حس و حالش نیست . یه چیزایی واسه خودم می نویسم شروع
می کنم و حرفام پایانی نداره . وقتی به خودم میام می بینم که این صفحه بلاگفا پر شده از حرفایی
که جز خودم برای کسی معنی نداره ( بهتره بگم ارزشی نداره ) ...
جملات بی ربط پشت سر هم ردیف میشن . وقتی بر می گردم و نوشته هام رو می خونم میبینم
واقعآ جوکر با نمکی هستم . به حرفای خودم میخندم و میخندم .. اون قدر که اشک از چشام بیرون میزنه
ناگهان بممممم ..!
یه چیزی در درونم منفجر میشه . آهی میکشم و محکم می کوبم به میز و از جام بلند میشم
میرم جلو آینه ... آینه ای که همیشه پشت بهش نشستم . خوب به آینه نگاه می کنم
یکی جلوم ایستاده اما اون من نیستم . هیچ رقم شبیه محمدی نیست که من می شناسم !

پ . ن : آهنگ وبلاگم رو خیلی دوست دارم دستش درد نکنه