تبليغاتX
نبض زندگی

حالم از تک تک شون بهم می خوره ..!

داشتن دیونم می کردن هر کی شده بود واسه من این کاره ...

کسی که اشتباهی میکنه باید گردن بگیره .

باید اون قدر مرد باشی که به خاطر اشتباهت کوچیک شی .

هر چند به نظر من کوچیک شدنی تو کار نبود ...

 

 

+ تاريخ دوشنبه 1386/07/30ساعت 0:0 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D

گل و گلدون ... چه قصه غمناکی دارن . گل اولش کوچیکه .. ساده هستش

اما قشنگ . یه گلدون ساده گل رو توی سینش جا داده ...

گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات می خونه

گلدون بدون گلش به دردی نمی خوره با بودن گل تو سینشه که زیبا میشه

یه گلدون ساده با یه گل ساده یه ترکیب بسیار ساده و زیبا می سازن

اما خوب یه روزی گل بزرگ میشه و زیبا تر و گلدون ساده و کوچیک

زیباییش رو کم می کنه و مانع رشدش میشه .

سینه گلدون خالی میشه و گل رو می کارنش توی یه گلدون بزرگتر و

یا می کارنش توی یه باغچه تا زیبایش بیشتر به چشم بیاد ..تارشد کنه

تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جونه

می دونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود

با تموم سادگی هاش واسه من اما قشنگ بود

گلدون میمونه با خاطرات گل با آثار عشقش  که توی سینش نقش بسته

گل من رفتی و گلدون میخونه برات عروسک

تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختی مبارک

گلدون به یاد گلش میمونه ... یاد اون روزا که از گل نگه داری می کرد

خوب حق داره ...

اما گاهی من می ترسم که تو اونجا خوش نباشی

نکنه غصه بیاد و گل من پژمرده باشی

به نظر من که خیلی قشنگه این داستان

حالا میفهمم که چرا این قدر دوست داشتم بهت بگم (( گلم ))

گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره

اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره

گل من نگو که اونجا دل تو برام می گیره

گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره

نکنه لگد شه ساقت زیره پای هر قریبه

ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه

نکنه یه وقت شکستی آخ داره اشکام میریزه

نمیدونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه

+ تاريخ جمعه 1386/07/27ساعت 4:8 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |

گریه نکن به خدا تو رو دوست دارم ای خدا کاری بکن تا بفهمه چقد براش میمیرم
جون منی
عشق منی
تو چشام نیگا کن تا بهت بگم که تو ماله منی
تو چشام نیگا کن تا بهت بگم که تو عمر منی
چقد میخوامت
گریه نکن
گریه نکن
+ تاريخ چهارشنبه 1386/07/25ساعت 10:5 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D

ماه رمضون امسال مثل هر سال داره تموم میشه ... چه روزایی بود باز پر از خاطره .. پر از پاکی..

پر از سر درد های قبل افطار .. پر از فیلم هایی که هر سال

با یه موضوع تکراری پخش میشه و میلیون ها نفر رو یه ماه میزاره سر کار و آخرش یه پایان کاملآ

بی معنی ..!

امید وارم که خدا صدای همه ماها رو توی این ماه مبارک شنیده باشه . خوب هر جوری که باشه

هر کسی یه مشکلی داره ..یه دردی.. آرزویی ... کاشکی خدا گره از کار همه باز کنه

شبای قدر هم که رفت و موند واسه سال دیگه .. البته هر کی این شب ها رو از دست داد ناراحت نباشه

همه شب های خدا شب قدره ..! هر وقتی که از ته دل صداش بزنی هر موقع از ته دل ازش

بخوای ... اگه خواستت بدون ریا باشه قبول می کنه

کاش همیشه ماه رمضون بود !!!

+ تاريخ دوشنبه 1386/07/16ساعت 10:10 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |

وای باز این ماه مهر از راه رسید . دیگه ازش بدم میاد ها حالم رو بهم میزنه . نه بخدا

نه به خاطر شروع کلاسا نه به قرآن من از همون دوران دبستان کلی با مدرسه حال می کردم .

آخه می دونین همیشه با دوستام بودم و می گفتم و می خندیدم . یا کمش یه بهونه بود واسه فرار از

این خونه . یه افق کوچیک واسه آرزو هام . کاش همون بچه اول دبستانی بودم که روز اول رفت مدرسه .

باور می کنین کارای همه اون بچه ها واسم خنده دار بود . یکی گریه و ناله .. یکی التماس .. یکی دیگه

رو از در می آوردن از پنجره می پرید بیرون .

باور کنین کل ماه مهر های زندگیم رو به یاد دارم تو همشون خوشحال و شاد بودم . حتی همین

پارسال آخه قرار بود اولین روز دانشگاهم باشه . کلی شور و شوق که دیگه دانشجو شدم .

ولی با تمام این چیزا که گفتم از ماه مهر بدم میاد . نمیدونم چرا ..! فکر کنم به خاطر اسمش باشه ...

شایدم تکراری شده واسم . کاش می شد مثل اون بچه اول دبستانی زد زیره گریه . به این بهونه

یکی دو روزی دانشگاه رو تعطیل می کرد . اما ...!

واسه همه آرزوی موفقیت می کنم نه فقط توی مهر ماه .. توی تک تک ثانیه های زندگیتون

پ . ن : این پست رو توی دانشگاه نوشتم

پ . ن : بله ... بزرگی خدا رو دیدم

+ تاريخ دوشنبه 1386/07/02ساعت 9:24 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D |