تبليغاتX
نبض زندگی




















نبض زندگی

سلام دوستای گلم راستش up کردنم نمی یاد ها... اصلآ!!! این دختره همش میاد گیر میده up کن

بابا مگه من چقدر می تونم فک بزنم آخه.شعر هم گفتی که اصلآ ننویس پس من از کجا ...

حالا باشه یه چیزایی میگم تا دلت شاد بشه

اول بزار راجب این عکس بگم:به خدا دوستان من از این عکس خوشم نمی یاد ها ولی این

سحر گیر داده میگه خیلی ... هستش. میگه وقتی نیگاش می کنم یاده یه روز می افتم

روزی که ... نه بابا شما هم،یاده سیرک نمی افته بچه ام این قدرا هم از من بی زار نیست که

راستی جون من چند نفر خیانت کردین رفتین رای دادین؟؟؟خدا وکیلی راست بگین ها

چرا میگم خیانت؟ خوب روشنه که... اگه کسی رو نشناسی رای بدی میشه خیانت دیگه

می خوای چند تا مثال بزنم ؟؟؟ یکی همین سحرخودم رفته رای داده به کی ؟؟؟

خودش هم نمی دونه میگه به 2 تا زن رای دادم . چرا؟ میگه چون زن بودن

یکی دیگه دوستم اون روز اومده میگه به کی می خوای رای بدی؟ من هم گفتم رای نمی دم

این جوری احساس سنگین بودن دارم. برگشت گفت من به فلانی رای میدم. همچین گفت فلانی

فکر کردم با هم فامیلن. برگشت یکی از این پوستر تبلیقاتی ها رو در آورد گفت: جون من

حال میکنی چه خوش تیپه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جون من کاره ما رو ببین.کیا رفتن رای دادن. خسته نباشین،راضی به زحمت نبودیم

بزار یه خورده از برف بگم:اه اه اه ...حالم از این برف به هم خوردا به این هم میگن برف

برفی که یه متر نباره ارزش نداره تازه بعضی ها تو وبلاگ کلاس هوا شناسی دارن سر بزنین

اصلآ ایشون متخصص برف هستن ها

خوب گلکم می خواستی نگی بیا up کن

ناراحت نشو شوخی کردم گلم .راستی خیلی وقته عکس توپ نزاشتم باشه این بار دوتا میزارم

یکی ماله خودمه این اولی. اما اصل کاری رو آبجی داده من بی اجازه گذاشتم

راستی آبجی این عکس این جوری خوشمل تره ها مگه نه

خوب دیگه تا من از این بیشتر فک نزدم برم می ترسم این سحریییییییییییی بره حذف وبلاگ کنه

وبلاگ من رو!!! آره پس چی پسش رو داره

راستی اینا همش تصادف هستن ها خدا یا من ...

علارغم میلم .*•..•**•.love sahar.•**•..•*. حذفش کردم آخه...

 

نوشته شده در شنبه 1385/09/25ساعت 5:32 PM توسط lvlohammad| |

خدایا چی بگم به این کرمت...مهربونیت...بزرگیت...

فقط یه کلمه می تونم بگم : خدا جون خیلی دوست دارم . باز به من زندگی دادی

باز به من فرصت دادی تا پاک باشم...انسان باشم...و از همه مهمتر عاشق باشم

کاری کن همیشه ریشه این عشق تو وجودم جاودان بمونه .

خدایا شکر... شکر... شکر

از همه اون دلایی هم که پاک و بی ریا واسم دعا کردن ممنون

از تو هم ممنونم که باز اجازه دادی نبض زندگی ، زندگی کنه ...بتپه...واست بمیره

نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 10:52 PM توسط lvlohammad| |

نه حال سلام دادن دارم نه چیز دیگه و نه اومدم اینجا لاف بزنم . فقط از همه کمک می خوام

شما رو به خدا قسم میدم اگه این مطالب رو خوندید یه خواهش دارم ... خواهش نه ، التماستون میکنم

شما رو به اون خدایی که میپرستین واسم دعا کنید . بیشتر از اینکه نظر بدین دعا کنین.

نبض زندگی یه محمد تو دستای گرم کسی  اسیره . کسی که واسه من کس نیست یه دنیاست

یه دنیا یه پر از پاکی...خوبی...دوست داشتن...همه چی...همه چی...همه چی...

آبجی سمیرا کجایی که ببینی من از تو هم بدترم . کاری کردم که نباید می کردم . یاس راست میگه:

واسه بعضی ها عشق و عاشقی حرومه . من هم مثل همونام

جون هرکی دوست دارین دعا کنین . فقط اون یه نفر میتونه کمکم کنه ...فقط اون...آره خودت رو میگم

تو میتونی محمد رو برگردونی به ۲ سال پیش... یا اینکه بازم بزاری نفس بکشه... آشغال نباشه

انسان باشه...انسان...انسان

نبض زندگی محمد دست توه. بزار دوباره بتپه. بزار...

مگه دختر شهر پریونی یا تو عروس از ما بهترونی که تو بارون اشک والتماس ها تو قصه عشقم نمی مونی

نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/15ساعت 12:21 PM توسط lvlohammad| |

هی مرد می خوام یه حقیقت تلخ رو برات بگم خوب گوش کن

یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره یه نفر یه لغمه نون برای فردا نداره

یه نفر میشینه و اسکناساش رو می شماره می خواد امتحان کنه که داره یا نداره

یه نفر از بس بزگ خونشون توش گم میشه اون یکی اتاق شون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره انتخاب هم میکنه ولی پولش رو نداره

یکی دفترش پر از نقاشیه و خط خطیه اون یکی مداد برای آب وبابا نداره

یکی ویلای کنار دریا شون قصره ولی اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد از مدرسه توپ چهل تیکه می خواد مامانش می گه اینا گرونه این جا نداره

یکی تولدش مهمونیه همه میان اون یکی هم تقویم واسه خط زدن روز ها نداره

یکی هفته ای یه روز پزشکشون میاد خونش یه جا دیگه یکی داره میمیره خرج مداوا نداره

بعضی حرفا دنیای واسه خودش داره ،،، یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره...

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدم ها... این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره...

یه نفرمی ارزه امضاش به هزار تا عالم اما یکی بعد از عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی میشه که همه دارن یکی می پرسه آخه چرا بابای ما نداره

یکی دوست داره کارتون ببینه اما کجا یکی اونقدر دیده میل تماشا نداره

یکی از واحدهای بالا برجشون میگه اون یکی حتی خونشون اتاق بالا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهر شون بره اون یکی طاقت واسه صدور ویزا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره اما اون یکی چیزی واسه نقاشی کردن نداره

یکی فکر آخرین رژیم هایه غذای یه یکی از بس شب و روز نخورده دیگه نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه زود می افته از نفس اون یکی واسه گرمی دستاش ها نداره

دخترک می گه خدا چرا ما ، مامانش می گه دخترکم اون خونه لیلا نداره

بعضی حرفا دنیای واسه خودش داره ،،، یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره...

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدم ها... این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره...

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن واسش اما نمیره می گه نزدیکی های ما آزمایشگاه نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزها می فروشه گل رو مگه درس و مشق و شور و شوق و رویا نداره

یه نفر تمام روز ها و شباش طولانیه پس دیگه نیازی به شب های یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

خدا به هرکس هر چی که دلش می خواد بده همه چی دست اونه ربطی به Emziper و رپش نداره

آدم ها از یه جا اومدن همه میرن یه جا اون جا فرقی بین فقیر و دارا نداره

کاش یه روز بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت با نمی شه با نمی خوام با نشد با نداره

ٍٍٍEmziper--R@P

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/08ساعت 11:38 PM توسط lvlohammad| |


Design By : Night Skin