چه جالب !!
گاهی با خودم فکر می کنم تا کی ادامه داره !! این دروغ !! این ظاهر سازی !!
جدی مسخره نیست !؟ من یکی دیگه خسته شدم !؟
از این روزگار !! از چوپونای دروغ گو !!
از این سریال بی انتها !!
هر چی به خودم .. دوستام .. همه !! نیگا می کنم ..
هیچ شباهتی با مردم دهه پنجاه پیدا نمی کنم!!
از ماست که بر ماست !!
+
تاريخ یکشنبه 1388/11/11ساعت 1:44 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|
حالا می فهمم دلیل اون همه دل واپسی چی بود .!!
حالا میفهمم منی که با همه وجودم از بچه گی عاشق مسافرت بودم چرا اون روزا برام تلخ بود !!
حالا میفهمم که چرا با اون همه خواهش برای بیشتر موندن !! اما ...!
با همه دردی که داشتم .. راهی شدم !!
چقدر درد داشتم .. حتی نزدیک های کرج خوب یادمه که از درد هیچی نمی فهمیدم !!
انگاری درد همه وجودم رو گرفته بود !!
اون لحظه چقدر دوست داشتم فریاد بزنم .. اما باز خدا بود که کمکم کرد ..!
همون خدایی که به دلم گواه کرده بود باید بیام .. باید باشم !!
نه برای از دست ندادن برای حفظ کردن ..!
باید می اومدم و نگه می داشتم خودم رو و هر آنچه که ماله خودمه !!
خدایا بزرگی ..! بزرگ تر از اونی که حتی من و امثال من بتونن پردازش کنن !!
هر بار که از من ..! از اینی که هستم !! حالم بهم می خوره و به پستی خودم اقرار میکنم
باز یه نشونه میدی دست که بیا !! هنوز از تو پست تری هست !!
کمکم کن برگردم .. به تو !! به انسانیت ..! به خودم !!
-- بی سر زمین تر از ب ا د
+
تاريخ جمعه 1388/10/25ساعت 10:37 AM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|
نمیدونم شاید واقعآ به حسین و عاشورا بی احترامی شد !!
خوب هر کسی واسه خودش نظری داره !!
اما واقعآ نمیتونم باور کنم .. حس می کنم که مثل همیشه داریم بازی می خوریم !!
یه جورایی ۳۰ ساله بازی خوردیم !!
ای کاش این قدر حقیقت رو گل آلود نکرده بودن !!
شما میدونین آزادی چه رنگیه !؟
- سبز ؟؟
ـ سه رنگ ؟؟
- یا بی رنگ !!
+
تاريخ جمعه 1388/10/11ساعت 8:1 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|
یه هفته ای میشد توی این شهر نبودم !!
چقدر دل چسبه هوای آشنا !! و چقدر شکنجه میشی با سردی آشنایان !!
تنها چیزی که از سفر یادم میاد !!
جاده .. چای تلخ و پر رنگ .. دود سیگار .. بازم سیاوش !!
درد .. درد .. درد ..!
چند روزیه حالم خیلی بده !!
و بد تر از اون وجدان دردیه که راحتم نمیزاره !!
و باز تلخی حقایق ..!
خود کرده را تدبیر نیست !!
گاهی واقعآ راهی برای جبران کردن نیست !!
چقدر تنهام !! تنها تر از هر وقت دیگه ..
+
تاريخ سه شنبه 1388/10/08ساعت 11:35 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|
احتمال داره یه ۱۴۰۰ سال دیگه هم باز تعدادی باشن که برای محرم و حسین اشک بریزن !!
اشک هایی که بیشتر بی ریاست و بی هیچ چشم داشتی !!
چه خوبه !! چه خوبه که محرمی هست حسینی هست عاشورایی هست تا ما ها ته مونده
خوبیمون رو نشون بیدم !!
هر چند که از روی اجبار باشه .. هر چند که برای خود نمایی باشه !!
توی این ایام همه به نوعی سعی می کنیم بدی ها رو به حداقل برسونیم !! نمیشه گفت خوبه !!
اما شکر .. همینشم از هیچ بهتره !!
حالا بماند که هیچ وقت هیچ چیز به جا نیست و همیشه احساس کردیم مکان و زمان عزاداریا لایق
حسین و محرم نیست !!
یا حسین .. التماس دعا 
+
تاريخ جمعه 1388/09/27ساعت 12:37 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|
روزگارم ای بدک نیست !! شکر
رفاقت گرمه بازار !!
شب و روز تکراری یکی پس از دیگری میان و میرن !!
امسالم که سال من نیست و نخواهد بود !! هرچی توی ۸۷ خوش بودیم و خوش گذشت !!
به قول معروف تکرکوندیم .. امسال تخیلی بود و هیچ خوشی نداشت !!
از تصادف شب عیدشم معلوم بود که زیاد ...!
شکر که ۲ ۳ ماهی بیشتر نمونده !!
همه دل خوشی مون به الکی خوش بودنه !!
کاش میشد الکی خوش بود !!
- برای لذت بردن از زندگی کافیه یه کمی احمق باشی .. همین !!
+
تاريخ پنجشنبه 1388/09/19ساعت 9:5 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|
چقدر جالبه که با همه پر رویی که از خودم سراغ دارم ..!
نمی تونم حرف دلم رو بزنم !!
خیلی خوبه بعضی کسا این وسط سکوت کنن !!
بجای خنده !!
هر چند اگه منم بودم می خندیدم به این حال روز !؟!؟
به خاطر چی !! به خاطر کی !!
همه و همه ..! حتی نزدیک ترین دوستم !!
بیاین دورم حلقه بزنین که ببینین !!
آره خوب نگاه کنین این محمد ی هست که روزی ممکن نبود خم به ابرو بیاره !!
اما حالا چی !!؟
دارم تو جهنمی می سوزم که خودم ساختم !!
بخندید و شاد باشید که این روزهای تاریخی تکراری ندارد !!
شاد باشید از تلخ کامی من !
و اما ...
ـ جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست !!
+
تاريخ پنجشنبه 1388/09/12ساعت 6:48 PM نويسنده lvl0l-l4lvlvl4D
|