تبليغاتX
نبض زندگی

نبض زندگی

گلی روی زمین پرپر میشه و شبکه های داخلی تصاویری از کتک خوردن

چند تا بسیجی پخش می کنن ..!

پسری در کنار همکلاسی هاش جون میده و رهبر ا ن ق ل ا ب از حمایت همه جانبه

خود از دیکتاتوری دم میزنه ..! از سرکوبی حق خواهان تمجید میکنه !!

این روزها کمتر کسی حس و حال زندگی کردن داره .. !

دیگه دل خوشی واسه مردم نمونده .. نفرت !!!

همین نفرت کار خودش رو خواهد کرد .. شاید دیر اما به موقع ...

باشه .. ! خوش باشین .. فعلآ که دور دور شماست و دور نامردی ..!!!

ایام به کام نخواهد موند و روزی ...

هیچ خونی روی زمین ریخته نمیشه مگر ظالمی باشد که بر مظلومی ستم کند !!

هیچ اهمیتی هم نداره که ۱۰ سال یا ۱۰۰ سال بعد تاریخ رو چه کسی بنویسه !!

چه جوری و به نفع کی جریانات رو نقل کنه .. مهم اینه که دیگه این روزها سر اومده !

شاید این جریانات رو بخوابونین .. خفه کنین .. سر کوب کنین ..!

اما بدونین که خون خواهران من .. برادران آزادی خواهم آتشی خواهد بود

زیر خاکستر .. تا روزی شعله ور شود ..!

زنده باد یاد شهدای وطن چه آزادی خواه .. چه انقلابی ..

زنده باید یاد کشته گانی که جان خود را برای وطن و مردم این دیار نثار کردند ..

نه برای آرمان های عده ای خود خواه !!

 

پ . ن : روحت شاد ندا .. خواهر بی گناه و آزادی خواهم !! 

 

 

ب . ن : امروز درست شب هفت ندا دلغک بازیشون شروع شده .. راست راستی دیگه دارن حال

آدم رو بهم می زنن .. خفه شین کثافتا !! خون ندا رو به لجن نکشین !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/02ساعت 11:23 AM  توسط lvlohammad  | 

دمت گرم یار دبستانی .. چقدر زود رنگ عوض کردی ..!

چقدر زود یه رنگی رو از دست دادی ..

همه چی تموم شد .. دیگه کافیه ..! دیگه بسه الله اکبر های ساعت ۲۲:۳۰

دیگه فرقی نداره تجمع های خیابونی ..

سید کوچیک ما رو سید بزرگ یه جورایی له کرد .!!!

امید نداشته باشیم به سحر .. سحری در کار نیست !!!

خود کرده را تدبیر نیست .. تر و خشک همه به یک آتش خواهیم سوخت !!!

 

آن خس خاشاک تويي

پست تر از خاک تويي

شور منم نور منم

عاشق رنجور منم

زور تويي , کور تويي

هاله بي نور تويي

دلير بي باک منم

مالک اين خاک منم

مرگ مرگ تا پيروزي

مرگ بر د ی ک ت ا ت و ر

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 2:27 PM  توسط lvlohammad  | 

آره جون تو ..! ا ی ر ا ن انتخاباتی بزرگ داشت ..! البته شاید بهتر باشه بگیم ...!

خوب تداوم مسکن مهر و دولت مهر ورزی یه خورده جر زنی می خواست !!!

دلم واسه اون برگ سفید شناسنامه خودم می سوزه !!!

اندکی صبر سحر را هرگز نخواهیم دید !!

ب ن : نوشتیم م و س و ی خواندند ا ح م د ی ..!

خوب فیلمی بود .. ما هم زیبا بازی کردیم ..! دم جلوه های ویژه گرم ..! هه !!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 10:6 AM  توسط lvlohammad  | 

شاید بهتر باشه واسه یه بار شناسنامه بنده هم مضین بشه

 

ب ن : خداییش اگه حقیقت بود چرا بعد ۴ سال اونم حداقل ۴ سال رو شد ؟!؟!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 10:56 PM  توسط lvlohammad 

من .. من .. من و اما باز هم من !!

تا حالا دقت کردین همه مشکلات جامعه بشری ناشی از این دیدگاه بچه گانه هستش !!

خدای من .. دنیای من .. سرزمین من .. دین من .. عشق من .. کشور من .. زن من .. آرزو های من

من .. من و فقط من ..!

اگه میشد این دیدگاه پوچ و ویران گر رو از بشر گرفت !! چقدر زیبا بود !!!

 همه آزاده آزادن .. همه بی درده بی دردن

تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 11:21 PM  توسط lvlohammad  | 

این روزا خیلی با خودم درگیر هستم ..!

همیشه مشکلم دیگران بودن .. زندگیم بود .. ! اما حالا مشکل خودم هستم ..!

می خوام محمد همیشگی رو خاک کنم .. می خوام تغییر کنم .. عوض بشم !!

یه جورایی دنبال اختلاف فاز *۱۸۰ هستم .. دوست ندارم از اول شروع کنم ..!

می خوام توی شیوه زندگیم .. علایقم .. اهدافم .. برنامه هام یه تجدید نظر کنم ..!

فکر کنم واسه شروع .. اولین کاری که باید بکنم تغییر دیدگاهمه ..!

شاید بهتر باشه واسه شروع از یه ابعاد جدید به زندگیم نگاه کنم ..

دیگه دوست ندارم با داشته هام بسازم و با نداشته هام کنار بیام ..!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 8:12 PM  توسط lvlohammad  | 

استقلال  ۱  -  ۰ پیام رو برد تا با توجه به باخت ذوبی ها قهرمان هشتمین دوره لیگ بر تر بشه ..!

دم همه بچه های استقلال گرم .. عشق است استقلال

دهن همه اونایی که چشم دیدن آبی ها رو نداشتن حالا حالا ها سرویس !

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت 7:43 PM  توسط lvlohammad  | 

هر از گاهی فاز میده آدم دیدش رو به زندگی عوض کنه ..!

هر چند یه بار زیاد فرقی نداره که مثل کبک سرت تو برف باشه ..!

راستش این روزا شدید دریافتم که بهتره چیزی رو سخت نگیرم .. آخه چند وقتی بود فکر پاس کردن

واحد های این ترم خفم کرده بود .. اما دیگه زیاد واسم مهم نیست پاس بشه یا نشه ..!

البته فکر کنم مثل همیشه از برکات دانشگاه آزاد این ۸۲ واحد کارشناسی خود به خود پاس شه ..!

هه !! دانشگاه آزاد اسلامی !؟!؟!؟ یاد اون ۲ تا دانشجو افتادم که شنبه تو مسیر داشگاه جونشون رو

از دست دادن .. ! بمیرم واسه مردم کشورم که رانندگی شون در حد تیم ملی یه !!!

دو سالی هست که با ماشین میرم دانشگاه .. اما باور کنین روزی نداشتم که پشت فرمون سگ نشم!!

حتی این اواخر که ماشین صافکاری بود با تاکسی که رفت و آمد می کردم با یه راننده در گیر شدم ..!

ایشون ته دست فرمون بودن و آخر لایی کش ..! جاتون خالی توی یه مسیر ۵ دقیقه ای ۳ بار نزدیک بود

 تصادف کنیم .. ! حالا این داخل شهره ..! اگه بدونین چه راننده های خوبی تو این جاده ها ریخته ..!

همه این حرفا کنار .. خیلی داغونم ..! مثل بچه مدرسه ای ها شدید منتظر تعطیلاتم ..! این ترم آخری

همه زورم رو زدم که کاردانی رو جمع و جورش کنم با یه معدل خوب ..! حالا گاهی حس می کنم

فسفری واسه سوزوندن ندارم .!

خدا یا این تعطیلات رو زودی برسون

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 10:29 AM  توسط lvlohammad  |